حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
1991
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
در موقع بسيار بدى واقع شد و چون نميتوانست با عدّه كمى ، كه از رود گذشته بودند ، با دشمن بجنگد ، فرمان بازگشت داد و بجز اشخاصى ، كه ميتوانستند بشناو برگردند ، باقيمانده قشون او غرق شدند يا طعمه جانوران نيل گرديدند ( مقصود بزمجههاى نيل است ) . اين قضيّه باعث نارضامندى شديد سپاه از پرديكّاس گرديد ، بخصوص ، كه بطلميوس براى جذب قلوب سپاهيان پرديكّاس ، امر كرد جسد مردگانرا جمع كرده موافق عادات مقدونى بسوزند و استخوانهاى آنها را براى اقربايشان فرستاد . اين اقدام بطلميوس بر شدّت نارضامندى از پرديكّاس افزود و همين كه شب در رسيد ، صداى ناله و ضجّه در اردو بلند شد : هزار نفر طعمه جانوران شده بودند و بى اندك نتيجهاى فاقد زندگانى . بالاخره شكايتها بشورش مبدّل گرديد و سران سپاه جمع شده تقصيرات را بر پرديكّاس وارد كردند و بعد صد نفر از سران سپاه برياست پىتون « 1 » ، كه يكى از سرداران نامى اسكندر بود ، شوريدند . پس از آن ، بر اثر توطئه ، چند نفر سوار داخل چادر پرديكّاس شده او را كشتند ( 322 ق . م ) . روز ديگر تمام سپاه در جائى جمع شدند و بطلميوس به اين مجمع آمده احترامات زياد بمقدونيها كرد و بعد آذوقهء وافر به آنها داد . معلوم است ، كه بر اثر اين رفتارش سپاه پرديكّاس طرفدار او گشتند و ميخواستند او را قيّم هر دو پادشاه كنند ، ولى چون بطلميوس نقشههاى ديگر براى خود داشت پيشنهاد كرد ، كه آرّيده - فيليپ و پىتون قيّمهاى پادشاه و دو رئيس مطلق لشكرها باشند ( ديودور بجاى پادشاه گويد « پادشاهان » ولى معلوم نيست ، كه مقصود او چه بوده ، زيرا وقتى ، كه آرّيده قيّم ميشد ديگر لفظ پادشاهان معنى نداشت . شايد مقصود او اسكندر و هراكل دو پسر اسكندر بوده ، زيرا در مجلس مشورت بعضى اسم هراكل را هم برده بودند . م . ) . پس از اين واقعه خبر رسيد ، كه مقدونيها در كاپادوكيّه فتح كردهاند ، اومن نيز بر قشون آنتىپاتر غلبه كرده و كراتر و نهاوپتولم كشته شدهاند . ديودور
--> ( 1 ) - Python .